|
ღ .*•.(¯`•.* انتظار*.•´¯).•*. ღ |
|
|
...تموم خاطراتت یادم میاد... ... یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد... ...اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم... ...آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم... ...فکر تو یه لحظه از سرم نمیره... ...من میگم میمونی اما دل میگه میره... ...نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه... ...میدونم تو میری مهرم حروم میشه... ...بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه... ...تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه... ...می دونستم میری و تنهام میزاری... ...تو که از حال دلم خبر نداری... ...می دونستم آخرش این جوری میشه... ...یکی مون تنها میمونه واسه همیشه... ......
+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخپنجشنبه 1387/10/19ساعت 9:43 دخترک تنها نجمه |
تو كه رفتي تو كه رفتي رو لبام ديگه كسي خنده نديد انگاري يكي اومد گلاي تو باغچه رو چيد تو كه رفتي آسمون روز و شبش باروني شد اون كه عاشق تو بود تو غصه هاش زندوني شد تو كه رفتي عاشقي تو قصه ها گم شد و مُرد دلم از گلايه پُر شد ، من و تا ترانه بُرد ... تنهائي گوشه ي خونه ميشينم تا بنويسم علت بغض صِدام و راز گونه هاي خيسم ديگه اين صداي تب دار واسه خوندن پا نميده حجم درد من زياده يه صدا ، اينو نميگه تو كه رفتي منم و يه كوله بارِ بي كسي تو كه از دلم گذشتي ؛ منم و دلواپسي ... تو كه رفتي رو لبام ديگه كسي خنده نديد انگاري يكي اومد گلاي تو باغچه رو چيد
+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخسه شنبه 1387/09/05ساعت 8:55 دخترک تنها نجمه |
سلام عزیزان...
امروز داشتم تو اینترنت می گشتم که یه دفعه یه سایت واقعا جالب به زبون انگلیسی
پیدا کردم که واقعا وبسایت جالبیه... دلم نیومد به شما معرفی نکنم... {چقدر من خوبم...!!}
این وبسایت با مطرح کردن چندتا سوال از شما که به صورت چند گزینه ای هستش طول عمر شما
و تاریخ و زمان فوتتون رو نشون میده و دقیقا میبینید که چند روز و چند ساعت و چند دقیقه و
چند ثانیه دیگه زنده میمونید...
واسم دعا کنین ! { سال 2071 میمیرم } ببینید...

+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخیکشنبه 1387/08/12ساعت 15:37 دخترک تنها نجمه |
/و حدس می زنم شبی مرا جواب می كنی / و قصر كوچك دل مرا خراب می كنی / /سر قرار عاشقی همیشه دیر كرده ای/ ولی برای رفتنت عجب شتاب می كنی / /من از كنار پنجره تو را نگاه می كنم/ و تو به نام دیگری مرا خطاب می كنی / / چه ساده در ازای یك نگاه پاك و ماندنی / هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می كنی / /به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام/ تو كمتر از غریبه ای مرا حساب می كنی / / و كاش گفته بودی از همان نگاه اولت / كه بعد من دوباره دوست انتخاب می كنی / 
+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخپنجشنبه 1387/08/09ساعت 7:14 دخترک تنها نجمه |
میدونی
یه اتاق باشه ... گرم گرم ... روشن روشن
تو باشی منم باشم
کف اتاق سنگ باشه ... سنگ سفید ... تو منو بغل کردی که نترسم
که سردم نشه نلرزم
می دونی ؟
تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار
پاهاتم دراز کردی ... منم اومدم نشستم جلوت
بهت تکیه دادم
دو تا دستاتو دور من حلقه کردی
بهت میگم چشماتو می بندی؟... می گی : آره
چشماتو می بندی
بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟
می گی : آره
و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم
آروم آروم ... قصه می گی
یک عالمه قصه بلند و طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه
می دونی ؟
می خوام رگمو بزنم
... یه حرکت سریع ... یه جمله ی عمیق بلدی ؟
نه وای !!! تو که نمی بینی
و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم
تو چشماتو بستی نمی بینی ...
من تیغ و از جیبم در میارم ... نمی بینی که سریع می برم
نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگ های سفید و
نمی بینی که دستم می سوزه
من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ
که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی
تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی
من دارم دستمو نگاه میکنم
دست چپمو ... خون ازش میاد
می دو نی ؟
دستمو می ذارم رو زانوهام
خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها
مسیرش قشنگه... حیف که چشمات بسته است
نمی بینی ...
تو بغلم کردی می بینی که سردم شده
محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه
می بینی که نا منظم نفس می کشم
تو دلت می گی آخی ... نفسم گرفت...
می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی
سردتر می شم ... می بینی که دیگه نفس نمی کشم
چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم ...
می دونی ؟
می ترسم خودمو بکشم
از سرد شدن ... از این هایی که مردن ... از خون دیدن
ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
مردن خوب بود
آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...
گریه نکن
من دیگه نیستم که ببوسمت ... بگم خوشکل شدی
تو خیلی گریه می کنی
دلم می شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش
باشه ؟
من مردم ولی تو باورت نمی شه
تکونم می دی که بیدار شم
فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم
می بینی نفس نمی کشم ... ولی بازم باور نمی کنی
اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره
من مر دم ... ولی برای تو زنده ام
پس هر شب به این باغ بیا ... ولی گریه نکن
می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟

+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخسه شنبه 1387/07/23ساعت 8:51 دخترک تنها نجمه |
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.
+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخشنبه 1387/07/13ساعت 8:35 دخترک تنها نجمه |
تا حالا به مدرسه رفتن دخترا فکر کردین ... !هر چند خودمم دخترم...! بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور ميشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه... خوب در همچين مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته ميشه و بالاخره اين عقده هايک جايی خودشونو بروز ميدن ديگه... البته اين اعمال شنيع عواقبی هم در پی دارند... خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است! از اونجا که ما موجود تاديب پذيری بوديم تا چند سالی ادب شديم که از تمامی دست اندر کاران اين امر خطير کمال تشکر را داريم. سری موارد رنگين تر شد... ـ تفريح با ناظمين زحمتکش مدرسه ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرين محترمی که شانس عبور از زیر پنجر هکلاس ما رو داشتند! خوب بعد از اينهمه ماجرا آدم بايد يک فکری هم واسه شب امتحانش ب کنه ديگه... نه؟ اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهيداتت با شکست روبرو ميشند و بايد به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگيری تازه است... 



اما با ورود به دبيرستان هر چه اين اساتيد محترم رشته بودند پنبه شد و نامه اعمال ما با يک
ـ تفريح سالم در کوچکترين فرصت حاصله




+ درد و دلمو خالی کرد تو تاریخسه شنبه 1387/07/02ساعت 9:42 دخترک تنها نجمه |